الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

147

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

مع معارضتها 1 ) . . . لا دليل على اعتبارها 2 ) . . . و لم يثبت بناء 3 ) . . . 1 ) اصالة تأخر استعمال 2 ) اصاله تأخر استعمال 3 ) بله اگر بناء عقلاء عالم بر اين بود كه هنگام شك فيما بين تأخر وضع و تأخر استعمال ، بناء را بر تأخر استعمال مىگذاشتند ، بحثى نبود و طبق آن عمل مىكرديم ، ولى متأسفانه هيچگونه دليلى بر اين مطلب نداريم كه سيرة عقلاء عالم بر اين باشد كه در هنگام شك در تأخر وضع و استعمال بگويند ابتدا وضع حاصل شده و بعدا استحمال صورت گرفته است ، و همين‌قدر كه شك بر اعتبار چنين بنائى داشته باشيم براى عدم اعتماد به آن كفايت مىكند . و اصالة عدم النقل . . . [ استدلال براى اثبات حقيقت لغويه در صورت جهل به تاريخ ] استدلال براى اثبات حقيقت لغويه در صورتى كه جهل به تاريخ داريم : ممكن است كسى بگويد از اصل عدم نقل استفاده كرده و حقيقت لغويه را ثابت مىكنيم به اين بيان كه : اصل عدم نقل كه يكى از اصول ثابت نزد عقلاء است به ما مىگويد كه اگر كلمه‌اى را استعمال كرديم و شك داشتيم كه آيا كلمه از موضوع له اوليه‌اش به معناى ديگرى نقل داده شده يا نه ، بنا را بر عدم نقل مىگذاريم ، حال در ما نحن فيه هم همين اصل جارى شده و مىگوئيم اگر كلمه‌اى از ناحيه شارع مقدس صادر شد و ما شك كرديم كه آيا از معناى لغوى خود به معناى جديد شرعى منتقل شده يا نه ، بوسيله اصل عدم نقل ثابت مىكنيم كه آن كلمه از معناى اصلى خود به معناى جديدى منتقل نشده در نتيجه حقيقت لغويه ثابت مىشود .